خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا هوای شمع رویت در سر پروانه استزآتش غیرت تنم خاکستر پروانه است
۲
می تپد در آتش حسرت نصیبی بی رختپلک و مژگان گوییا بال و پر و پروانه است
۳
دیده ام از بس پرد در شوق شمع عارضیمردم چشمم چو دل در پیکر پروانه است
۴
بسکه گرد شمع رویش قدسیان پر می زننداز زمین تا عرش گویی محشر پروانه است
صفحهٔ ۱ از ۲