شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۲۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوخ و شنگی چون بت طناز من عالم نداشتچون پریزاد من این غمخانه یک آدم نداشت
۲
در گرانجانی زحق بیگانه پای کم نداشتورنه هرگز از کسی نخچیر مطلب رم نداشت
۳
از ریاضت کرده ام بیماری دل را علاججز گداز خویش زخم شیشه ام مرهم نداشت
۴
بود دایم دست اقبال جوانمردان بلندبازوی پر قوت ارباب همت خم نداشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth