خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کرا دل بی غبار کینه استخشت دیوار تنش آیینه است
۲
دل که پنهان در صفای سینه استپیچ و تابش جوهر آیینه است
۳
بادهٔ جامم گداز دل بودشیشهٔ بزمم صفای سینه است
۴
از زمین در کاسه اش کردیم خاکچرخ با ما دشمن دیرینه است
صفحهٔ ۱ از ۲