خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غافل از حق گر باو شد جام می هشیار نیستباز باشد دیدهٔ نرگس ولی بیدار نیست
۲
از ریاضت در گداز دل چو پا قایم کنیهمچو شمعت هیچ باک از کسوت زرتار نیست
۳
شکوهٔ دنیا، دلیل حب دنیای تو بسبا بد و نیک جهان جز طالبش را کار نیست
۴
تندخو سرکش شود ز آمیزش اهل نفاقهیچ مهمیزی سمند شعله را چون خار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲