خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر غنچه به گلشن دل مأیوس بهار استهر برگ که بینی کف افسوس بهار است
۲
باد سحری بسکه بر او برگ گل افشاندهر سرو به بستان دم طاووس بهار است
۳
بگشا رخ و بر باده مده عرض چمن راپرده به رخت پردهٔ ناموس بهار است
۴
رنگین شده از بسکه ز عکس گل و سوسنهر موج هوا شهپر طاووس بهار است
صفحهٔ ۱ از ۲