خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رهزن دین و دلم آن نرگس جادو بس استتیر روی ترکش مژگان نگاه او بس است
۲
چشم من بر ما ضعیفان ناز آن ابرو بس استبا کمان سختی به قدر قوت بازو بس است
۳
دل شود بیتاب تر از مهربانیهای یاربرق خرمن سوز طاقت روی گرم او بس است
۴
می کند تسخیر عالم تیغ بی زنهار عجز از خم بازو مرا شمشیر چون ابرو بس است
صفحهٔ ۱ از ۳