شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۲۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبحدم خار چمن دامان آن دلجو گرفتتا ز روی و موی او گل فیض رنگ و بو گرفت
۲
یافتم راه فنا را همچو شمع صبحدمجبههٔ اندیشه‌ام تا جای بر زانو گرفت
۳
قطرهٔ اشکم چو گوهر بسته می‌ریزد زچشمبس‌که دل از سردمهری‌های آن بدخو گرفت
۴
یک سر مو کم نکرد از دلربایی‌های یارخط مگر سرمشق پیچ و تاب از آن گیسو گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth