خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچگه بی پیچ و تاب این جسم غم فرسوده نیسترشتهٔ جانم رنگ خواب ار شود آسوده نیست
۲
حیف بر تن گر نه چون فانوس دارد سوز عشقوای بر دل گر به رنگ غنچه خون آلوده نیست
۳
اضطرابی هست در طالع، دل از کف داده رابخت ما سرگشتگان در خواب هم آسوده نیست
۴
ساخت همت فارغ از درد سر محتاجی امجبهه ام جویا ز صندل چون هلال اندوده نیست
صفحهٔ ۱ از ۱