خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می تواند در نظر نقش خیال یار بستآنکه راه خواب را بر دیدهٔ بیدار بست
۲
دل نهان در گرد الفت کرده از اندک غمیبر رخ آیینه از آهی توان دیوار بست
۳
می توانم کرد عرض حال دل از هر نگاهگر زبان شکوه ام را حیرت دیدار بست
صفحهٔ ۱ از ۱