خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبان تیغ تو در حشر عذرخواه من استشهید عشقم و لب تشنگی گواه من است
۲
نشست تا به رخت گرد خط همی نالمکه آه از اثر آه صبحگاه من است
۳
بلند گشته چنان شهرت نکویی اوکه آفتاب پرستار روی ماه من است
صفحهٔ ۱ از ۱