خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از موج چین، جبین هر آن کس که ساده استدایم در بهشت به رویش گشاده است
۲
هان بی خبر سفینهٔ عمر تو از نفسدر جذر و مد بحر خطر اوفتاده است
۳
کامل نشد هنوز بهار جمال تویعنی گل تو غنچه و سروت پیاده است
۴
سر بر کنار دامن منزل نهاده استچون نقش پای هر که ز پا اوفتاده است
صفحهٔ ۱ از ۲