خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ناخنی گر می زند بر دل نوای سازهاستگر بود حسنی نهان در پردهٔ آوازهاست
۲
پنبهٔ غفلت اگر برداری از گوش دلتهر گیاهی کز زمین روید زبان رازهاست
۳
گرچه چون سنگ از گرانجانی زمینگیرم ولیچون شرر هر قطره خونم را جدا پروازهاست
۴
بر نگاهم می زند از پلک و مژگان پشت دستچشم شوخش را به ما در خواب مستی نازهاست
صفحهٔ ۱ از ۲