خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبان که منصب او پادشاهی سخن استمدام بر در دل در گدایی سخن است
۲
مرا کلام مسلسل کشیده در زنجیرکمند صید دل من رسایی سخن است
۳
تلاش معنی بیگانه تا توانی کناگر ترا هوس آشنایی سخن است
۴
زنرگس تو رواج دگر گرفته سخنبه دور چشم تو عهد روایی سخن است
صفحهٔ ۱ از ۲