خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقان را با پریشانی ست پیمانی درستنقش ما بنشسته با زلف پریشانی درست
۲
حسن شوخش پرده برگیرد اگر از روی کاردر جهان باقی نمی ماند گریبانی درست
۳
عاجز است از عهدهٔ تعمیر او میخانه هابسکه رنگم با شکستن بسته پیمانی درست
۴
گرمی خونم گدازد بیضهٔ فولاد رااز تنم نتوان برون آورد پیکانی درست
صفحهٔ ۱ از ۲