خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غافلی کز جور خواهی شیشهٔ دلها شکستمی رسد ظالم نخست از موج بر دریا شکست
۲
خنده کمتر کن که می میرد دل از جوش نشاطمی رسد اینجا ز موج بادهٔ مینا شکست
۳
وادیی در خورد شورم نیست در راه طلببر کمر کهسار گویی دامن صحرا شکست
۴
زآب کوثر آورد بیرون سبوی خود درستهر دلی کامروز از اندیشهٔ فردا شکست
صفحهٔ ۱ از ۲