خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کنار خویش هر کس آن برو دوش آوردآفتابی را چو ماه نو در آغوش آورد
۲
جیب صبح از رشک بر باد دریدن می رودگر صبا بویی از آن نسرین بناگوش آورد
۳
کافرم گر هیچ هندو با مسلمان کرده استبر سر دل آنچه آن چشم قدح نوش آورد
۴
چون کلاه ناز بر سر کج نهد خورشید منآسمان را از مه نو حلقه در گوش آورد
صفحهٔ ۱ از ۲