خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دعای صبح محرومان هم آغوش اثر خیزدغبار هستی مقصد زدامان سحر خیزد
۲
مشو غافل ز آه غرقه در خون اسیرانتکه این سرو از کنار جوی چاک سینه برخیزد
۳
نگردد تا جمالت مست زینت بخشی گلشنزجام گل شراب رنگ مانند شرر خیزد
۴
ندارم طاقت هجران که دور از جلوهٔ رویتز سوز دل چو مژگان دودم از راه نظر خیزد
صفحهٔ ۱ از ۲