شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۴۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در وسعتگه مشرب به رخم واکردندپردهٔ چشم مرا دامن صحرا کردند
۲
غنچهٔ لاله شد آنروز که خلوتگه داغجای خالت به دلم همچو سویدا کردند
۳
عمر بی باکی تیغ مژه های تو درازکه زهر چاک دری بر رخ دل واکردند
۴
زسرش تا دم آخر نرود درد خماربی خود آنرا که ز سر جوش تمنا کردند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth