خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گرددکه از گردیدن حالم به بزمش جام می گردد
۲
نصیبی بهر سروستان جنت تا به دست آردرعونت روز و شب برگرد آن اندام می گردد
۳
گهی لب را تکلم آشنا گردان سرت گردمخموشی چون شود از حد فزون ابرام می گردد
۴
ندارد راه قاصد در حریم خاص یکرنگیمیان ما و جانان خود به خود پیغام می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲