خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غمم را واله شیرین و لیلا برنمی تابدکه سیل گریه ام را کوه و صحرا برنمی تابد
۲
گل چاکش به رنگ غنچه در جیب و بغل ریزدمی زورین ما را ظرف مینا برنمی تابد
۳
دل پراضطراب من زضبط اشک تنگ آمدشکوه گوهرم را شور دریا برنمی تابد
۴
زیاد آرزو مانند گل از یکدگر باشددل آزرده ام بار تمنا برنمی تابد
صفحهٔ ۱ از ۲