خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان فکر میان نازک او لاغرم داردکه چشم آینه مو از مثال پیکرم دارد
۲
بود فکر محالم خواهش وصل بناگوشیکه در بحر طلب غواص آب گوهرم دارد
۳
ز ننگ احتیاج از دولت درویشی آزادممرقع پوش چون طاووس از بال و پرم دارد
۴
هماغوش خیال او بخواب بیخودی رفتمشمیم نوبهار صدچمن گل بسترم دارد
صفحهٔ ۱ از ۲