خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم خودبینی که مست جام زیبایی بودهمچو نرگس بی نصیب از فیض بینایی بود
۲
ای حکیم از جام یکرنگی به بزم ما بنوشمجلس احباب ما را فیض تنهایی بود
۳
می شود احرام بند کعبهٔ مقصود دلکشتی می در محیط غم چو دریایی بود
۴
حلقه چون گردد بقدر زور برگردد کمانخم به پشت چرخ درخورد توانایی بود
صفحهٔ ۱ از ۲