خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در شب هجران که یادت طاقت از من می برداشک پیغ ام گریبان را بدامن می برد
۲
قسمت هر کس بقدر رتبهٔ او می رسدکوه فیض نوبهاران را به دامن می برد
۳
ترک من سرخانهٔ نازش بلند افتاده استپنجهٔ خورشید زان مژگان پرفن می برد
۴
زینتی چون عیب پوشی نیست اهل دید راسرمه از تاریکی شب چشم روزن می برد
صفحهٔ ۱ از ۲