شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۴۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از باغ رفت و گل خون دایم به جام داردهر غنچهٔ پارهٔ دل بی او به کام دارد
۲
از عکس روی پنهان در گرد و کلفت غمآیینه ام ز جوهر در خاک دام دارد
۳
گر با خودم نبردی گیرم ز روی ناز استنام مرا نبردن آیا چه نام دارد؟
۴
ریحان زگل دمیدش جویا چرا ننالملطفی که خاص من بود امروز عام دارد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth