شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۴۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه تا برخاست از دل اشک غلتان می‌شودچون هوا گیرد بخار از بحر باران می‌شود
۲
شد ریاضت قوت روح ما که شمع بزم راهر قدر می‌کاهد از تن روزی جان می‌شود
۳
چون طلوع صبح کز فیض جهان روشن می‌شودگر تو لبخندی کنی عالم گلستان می‌شود
۴
ای دل از کوچک‌نهادی‌های خصم ایمن مباشیک شرر آتش‌فروز صد نیستان می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth