شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۴۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو یادم ابروی آن ماه عالمگیر می آیدنفس از سینه ام بر لب دم شمشیر می آید
۲
سبکروحان کنند از بادهٔ کوچکدلی مستیبه بزمم از لب پیمانه بوی شیر می آید
۳
به که گسترده زلف او بساط دلفریبی راکه از دلها صدای شیون زنجیر می آید
۴
زفیض بیخودی منظور اهل دید خواهی شدبه گوشم این نوا از عالم تصویر می آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth