خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سهی سروی که رفتارش ز دل خوناب می ریزدز هر نقش قدم رنگ گل مهتاب می ریزد
۲
دل هر کس که بگدازد ز سوز نالهٔ بلبلبه جای اشک از مژگان گلاب ناب می ریزد
۳
شب بیداد هجرانت ز بس بر خویش می پیچمز دل تا دید اشکم رنگ صد گرداب می ریزد
۴
شود گر روبرو با شعلهٔ رخسار او یکرهزکف مشاطه را آیینه همچون آب می ریزد
صفحهٔ ۱ از ۱