خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو زلفت بیدلان را در پی تسخیر می گرددبه تن هر قطره خونم دانهٔ زنجیر می گردد
۲
خیالش را ز بس در پرده های دل نهان دارمفلک از دود آهم صفحهٔ تصویر می گردد
۳
بقدر سوز دل گر دود آه از سینه برخیزددر اندک فرصتی این ابر عالمگیر می گردد
۴
نه تنها گردن مینا چو مارم می گزد بی اوقدح شبهای هجرانش دهان شیر می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲