خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاضطراب چو موج سراب آب نخورددلی که در غم زلف تو پیچ و تاب نخورد
۲
شبی که مغز جگر را به روی کار نداشتز خونفشانی مژگان تر دل آب نخورد
۳
دل است قابل فیضان درد از اعضاءبلی شکست بجز فرد انتخاب نخورد
۴
چرا چو غنچه شمیم گل آید از دهنشبه جای باده اگر شوخ من گلاب نخورد
صفحهٔ ۱ از ۲