خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زمین ز بار غم ما همین نه در مانداگر به کوه برآییم از کمر ماند
۲
ز سیر خمکدهٔ عشق سرخوش آمده ایمکدام باده به خونابهٔ جگر ماند؟
۳
فغان روزم از آن دردناک تر ز شب استکه آفتاب به روی تو بیشتر ماند
۴
ز رخم طعنه دلم پای تا به سر ریش استزبان خصم چو افعی به نیشتر ماند
صفحهٔ ۱ از ۲