شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۵۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهر دنیا بودنت غمگین زنادانی بودخط بطلان تو چین بر لوح پیشانی بود
۲
از گداز تن چه اندیشی اگر جان پروریپاس تن مانند شمع تدشمن جانی بود
۳
هر که دانشور بود دانا نداند خویش رادعوی دانایی مردم ز نادانی بود
۴
از غرور تو به عاصی تر شوند اهل ریادامن زاهد، تر از اشک پشیمانی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth