شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۵۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم هر گاه احرام طواف یار می بنددفلک چون غنچه اش محمل بنوک خار می بندد
۲
زپیچ و تاب آن زلف گرهگیرم بود روشنکه چشم جادوی او بندها بر مار می بندد
۳
مرا افسرده دارد سردمهریهای او چندانکه بر مژگان سرشکم چون در شهوار می بندد
۴
خیال عارض او می گشاید ده در جنتبه رویم باغبان گر یک در گلزار می بندد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth