شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۵۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش رخت مراست دل داغ داغ بندپروانه را بس است فروغ چراغ بند
۲
از یاری نسیم سحر عطسه ریز شدتا صبح بود غنچهٔ گل را دماغ بند
۳
از دست در چمن نگذارم پیاله راگویی چو نرگسم شده در کف ایاغ بند
۴
آزاد کردهٔ غم عشقست خاطرمباشد مرا ز شغل محبت فراغ بند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth