خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نونهال من ز طفلی آشنا بیگانه بودکوچه گرد شهره و بدمست و دشمن خانه بود
۲
کرد پیدا این زمان نام خدا تمکینکیورنه وضعش پیش ازین بسیار بیباکانه بود
۳
همچو نرگس بال شوق از شش جهت چشمم گشادتا تواند شمع رخسار ترا پروانه بود
۴
خاطر ما با محبت توام آمد از نخستعشق هر جا دام گستر شد دل ما دانه بود
صفحهٔ ۱ از ۲