شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۵۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنچه از بوسی بر آن لب‌های شیرین می‌رودکافرم هرگز به گلشن گر ز گلچین می‌رود
۲
بر دل بلبل ز بس بنشسته زین گلشن غباربر هوا همچون پر افتاده سنگین می‌رود
۳
بسته بر خود هر طرف آیینه‌ها از لخت دلنخل آهم جانب گردون به آیین می‌رود
۴
بس که از دل می‌رباید طاقت و صبر و قرارشوخ می‌آید برم یار و به تمکین می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth