خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خامه ام گاهی به او گر نامه ای انشا کندچون زبان کودکان در سالهایش واکند
۲
چون سحر نور سعادت از جبینش لامع استهر که شب را روز در اندیشهٔ فردا کند
۳
مژده یاران کز وفور ناز امشب دور نیستچشمش استغنا اگر در کار استغنا کند
۴
می درد از تیره روزی پردهٔ ناموس عشقشعله در شب خویشتن را بیشتر رسوا کند
صفحهٔ ۱ از ۲