شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۵۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لاله آسا هر که در عشق تو خون آشام شداز حلاوت پای تا سر یک دهن چون جام شد
۲
بعد مردن هم به راه انتظار ناوکشاستخوانم پای تا سر چشم چون بادام شد
۳
جوهرش چون نبض عاشق بال بیتابی زندبسکه دور از عکس او آیینه بی آرام شد
۴
زآتش غم سوختند از بس به تن گل‌های داغپوست بر اعضا اسیران ترا گلدام شد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth