خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو چشمم حلقهٔ گلدام حیرانی مباددود دل مرغولهٔ زلف پریشانی مباد
۲
حد طبعم لباسی برنتابد شعله واربر تنم جز جامهٔ چسپان عریانی مباد
۳
دل چو گردد آب کوه صبر را از جا کندکشتی ام یارب در این سیلاب طوفانی مباد
۴
غیر من جویا به بزم رقص آن طاووس خلددیگری سرگشتهٔ گرداب حیرانی مباد
صفحهٔ ۱ از ۱