خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسکه از آهم هوا امشب کدورتناک بودشاخ و برگ نخل همچون ریشه ای در خاک بود
۲
محفلم را از صفا امشب منور داشت میتا سحرگه شمع بزمم شعلهٔ ادراک بود
۳
صد هزاران فیض از هر قطره می اندوخت دلبود همت؛ همت می، دست؛ دست تاک بود
صفحهٔ ۱ از ۱