شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۶۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عجزم از عشق محال است عنان تاب شودحسن این بادیه سد ره سیلاب شود
۲
هر که لبریز هوای تو بود همچو حبابپیرهن بر تنش از آتش دل آب شود
۳
بسکه سرگشتگی از صورت حالم پیداستروبرویم چو شود آینه گرداب شود
۴
گر چنین روی تو دل را به طپش اندازدجوهر آینه ها محشر سیماب شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth