خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه زلفش به دلم دست تطاول پیچددود در خلوتش از نکهت سنبل پیچد
۲
پلکها چون بگذارد بهم از مستی خوابسرمه از نرگس او در ورق گل پیچد
۳
مخزن گوهر مقصود شود همچو صدفپای سعی آنکه به دامان توکل پیچد
۴
داغ دارد دل مستغنی ما منعم راپنجهٔ بی طعمی دست تمول پیچد
صفحهٔ ۱ از ۲