خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زموج چین توانی ساده کردن گر جبین خودکشی چون آفتاب آفاق را زیر نگین خود
۲
توانی در کمند وحدت آری خویش را آسانپس زانوی عزلت گر نشینی در کمین خود
۳
کند آن کس که از شب زنده داری چشم دل روشنید بیضا برون آرد چو شمع از آستین خود
۴
به چشم خواب اگر ریزی نمک از صبح بیداریتوانی ساخت چون انجم فلک ها را زمین خود
صفحهٔ ۱ از ۲