خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشاق همچو دل به بر شیر خفته انداین قوم زیر سایهٔ شمشیر خفته اند
۲
از برق تیغبازی تقدیر بی خبرخامان به ناز بالش تدبیر خفته اند
۳
جمعی که غافلند ز حق با وجود علمبا دیده های باز چو زنجیر خفته اند
۴
آنها که گشته اند همه محو سرخ و زرددر جامه خواب رنگ چو تصویر خفته اند
صفحهٔ ۱ از ۲