شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۶۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بحر را چشم تر ما از نظر می افکندکوه را بار غم از کمر می افکند
۲
گر زبانم ریزه خوان شکوه شد از جا مروشعلهٔ عشقست گاهی هم شرر می افکند
۳
وادی خونخوار عشق است اینکه در گام نخستناخن از سر پنجهٔ شیران نر می افکند
۴
در دلم کز صاف یکرنگیست تخمیر گلشهر نفس نیرنگ او رنگ دگر می افکند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth