خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو انگشتان نایی دایما در رقص می آیدسرانگشت طبیب از جستن نبضم نیاساید
۲
برای ما و خود در فکر خودسازی نمی افتدمگر خودرای من بهر خدا خود را بیاراید
۳
به اغوای طمع هر کس شود آبستن مردمحذر از صحبتش اولاست کز وی فتنه ها زاید
۴
نیارد مصقل ماه نوش از تیرگی بیرونچنین گر از دلم آن تیغ ابرو زنگ برباید
صفحهٔ ۱ از ۲