شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۶۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل عاشق ز منع اشک خونین غرق خون می گرددکز افشاندن غبار دامن صحرا فزون گردد
۲
سرت گردم بیا بر مردم چشمم ترحم کنچو داغ لاله تا کی بی تو در گرداب خون گردد
۳
چنین کز بخت برگردیده روگردانم از مقصدعجب نبود درین ره راهزن گر رهنمون گردد
۴
گرفته کار عشق و عشقبازی در حرم اوجیکه گل بر گوشهٔ دستار من داغ جنون گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth