شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۶۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دگر بوی کبابم از دل آواره می آیدمگر امشب ببزم آن شوخ آتشپاره می آید
۲
چو گل کز باد نوروزی بریزد بر سر خاریمرا دل بر سر مژگان که نظاره می آید
۳
نشد هموار بر دل در غمش نگریستن زانروسرشک از دیدهٔ غمدیده ام همواره می آید
۴
مگر ماه من امشب می شود در محفلم طالعکه هر دم در پریدن دیده چون سیاه می آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth