شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۶۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرگز از پیش نظر آن رخ رخشان نرودکه مرا خون دل از دیده به دامان نرود
۲
آنکه از سینهٔ پرداغ من از مرهم رفتهرگز از پنجهٔ گلچین به گلستان نرود
۳
آنچه بر چاک دل امروز ز مژگان تو رفتهرگز از پنجهٔ عاشق به گریان نرود
۴
رفتن از خویش بود راهبر از مسلک عشقنروی تا ز خود این راه به پایان نرود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth