شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۶۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به شوخی برق را راه تپش بر بال و پر بنددبه تمکین کوه را چون کوچک ابدالان کمر بندد
۲
دل از ترک علایق کامیاب مدعا گرددبلی این نخل چون برگش فرو ریزد ثمر بندد
۳
فغان از موج خیز عشق کز دل تا سر مژگانبه طفل اشک صد جا ره ز خوناب جگر بندد
۴
حلاوت تا به مغز استخوانش را فرو گیردکمر بر کام بخشی آنکه همچون نیشکر بندد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth