خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اضطرابی دارم از آرام شوخ و شنگ ترناله ای از خامشی یک پرده سیر آهنگ تر
۲
می شوم هر دم ز آغوشت جدا دل تنگ تردربرت خواهم کشیدن آخر از دل تنگ تر
۳
دیدهٔ بد دور امروز از پریرویان تر استساده تر رخسار و چشم شوخ پر نیرنگ تر
۴
پنجهٔ مژگان او در بردن دلهای سختباشد از سرپنجهٔ فولاد زورین چنگ تر
صفحهٔ ۱ از ۲